تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


سهراب خلجي  

ته فنجان دلم عكس تو افتاد كمیمثل شیرین شده ام عاشق فرهاد كمی
چای میخوردم و از قهوه ندارم دل خوشفالم اينبار به چایی كند ارتاد كمی
تو درخشیدی و فنجان درخشید توراچای میخواست شود مثل تو بهداد كمی
قوری و كتری و سینی همه دیوانه شدندبیخبر امدی و فاجعه رخداد كمی
مهربانی و دلم سمت تو ارام شوددیگران را تو بمان چهره ی جلاد كمی
بخت حیرانم و یك فال توانم ببردقلب ویران شده ام عاشق امداد كمی
شعر : سهراب خلجی

ادامه مطلب  

حواست نيست  

حواسم هست، كه حواست نيست. تو خیلی وقته نيستی و من، خیلی وقته برای دیدنت، خاطره ها رو پیاده روی می كنم! تو واسه نبودن، فقط خداحافظی نكردی... مگه رفتن به چی می گن؟ مگه دل كندن چطوریه؟ همینكه تووی حافظه كوتاه مدتم، هیچ اثری از تو نيست، همینكه تمام شهر برام جای خالی شده، همینكه تووی خیابونا، دنبال یكی شبیهت می گردم... یعنی حواسم بهت هست... یعنی حواست بهم نيست...

ادامه مطلب  

مثلا خنده ات در عكس اصلا زيبا نيست :|  

 
آدم به محض آنكه میپندارد باهوش و جذاب و خفن و دوست داشتنی و محبوب است، دیگر باهوش و جذاب و خفن و محبوب نيست. چراكه در یك سراشیبی فرو می افتد كه زان پس تمامی حالاتش رنگ تصنعیِ مهوعی به خود میگیرند. اين در مورد آن دسته از افرادِ كم هوشی صادق است كه در زندگی تقریبا هدفی جز محبوب و خفن نمایانده شدن ندارند، اگر هم هدفی دارند، نهایتش به همین نشان دادن چهره ی نایس و دغدغه مند و خفن از خودشان است. با اين وصف، تفاوتی ندارد كه كودنی در باشگاه خودش را پار

ادامه مطلب  

مثلا خنده ات در عكس اصلا زيبا نيست :|  

 
آدم به محض آنكه میپندارد باهوش و جذاب و خفن و دوست داشتنی و محبوب است، دیگر باهوش و جذاب و خفن و محبوب نيست. چراكه در یك سراشیبی فرو می افتد كه زان پس تمامی حالاتش رنگ تصنعیِ مهوعی به خود میگیرند. اين در مورد آن دسته از افرادِ كم هوشی صادق است كه در زندگی تقریبا هدفی جز محبوب و خفن نمایانده شدن ندارند، اگر هم هدفی دارند، نهایتش به همین نشان دادن چهره ی نایس و دغدغه مند و خفن از خودشان است. با اين وصف، تفاوتی ندارد كه كودنی در باشگاه خودش را پار

ادامه مطلب  

تو مرد باش او یک زن است  

زن پشت بام نيست تا برای هواخوری به سراغش بروی
زن آسمان است تو پرواز را بیاموز .....
زن مانند سیگار نيست که بکشی و تمامش کنی ،بلکه او اکسیژن است اورا نفس بکش....
زن  روزنامه نيست که بخوانی و روی نیمکتی جا بگذاری او مانند کتاب است با او زندگی کن 
او یک زن است اگر می توانی مرد باش...

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، اين بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، اين بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " تونی اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

سهراب خلجي  

باز در اندیشه ام یك شخص غوغا میكندشورو شوغی تازه در اندیشه بلوا میكند
ظهر تابستان و گرمای هیا هوی سرمشورش افكار با یادت چه با ما میكند
كاش میشد فصل بعدی در خزان می آمدیشور شعرم در خزان آشوب بر پا میكند
عاشقم ،دیوانه در هر كافه میجویم توراوهم تنهایی مرا تنهای تنها میكند
كافه چی چایم بیاور قهوه دیگر خوب نيستقهوه آخرسر مرا با فال رسوا میكند
روزها با چشم سر میگشتمت غافل شدمذهن بی تابم تورا هرروز پیدا میكند
جوآرامی وجودم را فرا گیرد ولیباز در ان

ادامه مطلب  

شبيهِ تاريكِ من  

 
 
الف میگفت یك آدم چطور آدم میشود؟ گفتم بستگی دارد چند بار مرده باشد. بعد از شکست عشقی، آدم میمیرد، بعدش یك آدم جدید. ولی فقط با عشق نيست. به او گفتم من تا بحال چهار بار مردم. آخرین ‌ش با خواندن یك جمله از نیچه بود که فرو ریخت همه فلسفه ای که ساخته بودم.
   حالا كه فكر میكنم میبینم تنها كاری كه بلدم مُردن است. خصوصا در اوقاتِ بیماریْ مُردن. با حضورِ آدمهای بی صورت و سیرتِ اطرافت كه هیچكدام زنده ماندنت را انتظار نمیكشند. مرگ در اوقاتِ بیماری بیش

ادامه مطلب  

شبيهِ تاريكِ من  

 
 
الف میگفت یك آدم چطور آدم میشود؟ گفتم بستگی دارد چند بار مرده باشد. بعد از شکست عشقی، آدم میمیرد، بعدش یك آدم جدید. ولی فقط با عشق نيست. به او گفتم من تا بحال چهار بار مردم. آخرین ‌ش با خواندن یك جمله از نیچه بود که فرو ریخت همه فلسفه ای که ساخته بودم.
   حالا كه فكر میكنم میبینم تنها كاری كه بلدم مُردن است. خصوصا در اوقاتِ بیماریْ مُردن. با حضورِ آدمهای بی صورت و سیرتِ اطرافت كه هیچكدام زنده ماندنت را انتظار نمیكشند. مرگ در اوقاتِ بیماری بیش

ادامه مطلب  

سادگيِِ پيشا پيچيدگي  

 
همیشه از آنكه نخواسته ام با كلمات كلنجار بروم احساس شرم میكنم. بعد لحظه ای به خودم می آیم و میگویم با كلمات بازی كردن، كار كسانيست كه میخواهند ساده ترین تجربیاتشان را پیچیده جلوه دهند. در حالیكه نیچه بمن آموخت كه بایستی عمیقترین تجربیات را ساده نوشت. حال فكر میكنم كه بر خلاف آن اوقاتی كه ناتوانی در بكار گیری زبانْ مرا در خود فرو میكشد، و دستاویز دنیا و ترسهای ویتگنشتاين از خلأ زبان و مفاهیم میشوم، دلم میخواهد مانند یك آدم معمولی كه در نظام

ادامه مطلب  

 

برای خودتان یك دوست پیدا كنید، یكنفر كه تا اَبَد بماند، یكنفر كه حالتان،جانتان،یارتان،بد و خوبتان را همه را با هم بخواهد، یكنفر كه حالش را بپرسید،حالت را بداند
آدم ها باید، غیر از عشق و خانواده ،یكنفر را داشته باشند
كه همه چیزهایی كه نمی شود به آن دو قبلی گفت به او گفت!
از سردرد های كوچكتان تا غمهای یكساله!
یكنفر كه تا صبح روبروی هم بنشینید و غرهایتان را بزنید و او گوش كند و خسته نشوید از هم،حتی پشیمان از ابراز احساساتتان،یک دوست مطمئن
یكنف

ادامه مطلب  

 

برای خودتان یك دوست پیدا كنید، یكنفر كه تا اَبَد بماند، یكنفر كه حالتان،جانتان،یارتان،بد و خوبتان را همه را با هم بخواهد، یكنفر كه حالش را بپرسید،حالت را بداند
آدم ها باید، غیر از عشق و خانواده ،یكنفر را داشته باشند
كه همه چیزهایی كه نمی شود به آن دو قبلی گفت به او گفت!
از سردرد های كوچكتان تا غمهای یكساله!
یكنفر كه تا صبح روبروی هم بنشینید و غرهایتان را بزنید و او گوش كند و خسته نشوید از هم،حتی پشیمان از ابراز احساساتتان،یک دوست مطمئن
یكنف

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چیز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد اين فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسیار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اينکه دلایلش ریشه یابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن یا پیام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

وبلاگ - نقدی خودمانی بر "فروشنده"  

 قبل از هر چیز دوستانی که فیلم رو هنوز ندیدن، ادامه ی پست و کامنت ها رو  نخونن چرا که داستان به کلی لو می ره و در مورد اين فیلم، لو رفتن داستان  یعنی از دست دادن لذتی بسیار بزرگ!!
 + یکی از موضوع ها فرعی داستان قضیه ی تجاوز است؛ می گم فرعی چون ما  تاثیراتشو رو روی شخصیت ها می بینیم، نه اينکه دلایلش ریشه یابی بشه. تجاوز از هر نوع، حتی تجاوز به حریم خصوصی فرد- مثلا بدون اجازه عکس های کسی رو دیدن یا پیام های کسی رو خوندن- غیرقابل قبول و کاملا اشتباهه.

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نيست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اينو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به اين بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نيست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اينو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به اين بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

دلبری من  

انگار امسال سال زیاد خوبی نيست، منفی باف نيستم اما از اول سال همش بدبیاری و مشکلات پشت سر هم . انگاری تمومی هم نداره. از همه بدتر دوری از همسری هست که خیلی بیشتر شده و من واقعا گاهی طاقتم تموم میشه و اون لحظه مرگ برام خیلی شیرینه.
الانم دلتنگم. ای کاش...

ادامه مطلب  

اثبات شی نفی ما عدا نمی کند  

از گذشته های دور تا کنون، یک اصل منطقی بسیار زیبایی وجود داشته است که متاسفانه بیشتر افراد بشر به علت خودشیفتگی، حاضر به پذیرش و یا قادر به درک آن نيستند. اين اصل منطقی عبارت است از اين که " اثبات شی نفی ماعدا نمی کند." اين بدان معناست که " اثبات مساله ای به منزله ی نفی غیر از خود نمی باشد. " به عبارت دیگر، وقتی شما از چیزی تعریف می نمایید، اين بدان معنا نمی باشد که شما با متضاد یا مخالف آن چیز مخالفید. برعکس نیز، زمانی که شما از چیزی انتقاد می

ادامه مطلب  

اثبات شی نفی ما عدا نمی کند  

از گذشته های دور تا کنون، یک اصل منطقی بسیار زیبایی وجود داشته است که متاسفانه بیشتر افراد بشر به علت خودشیفتگی، حاضر به پذیرش و یا قادر به درک آن نيستند. اين اصل منطقی عبارت است از اين که " اثبات شی نفی ماعدا نمی کند." اين بدان معناست که " اثبات مساله ای به منزله ی نفی غیر از خود نمی باشد. " به عبارت دیگر، وقتی شما از چیزی تعریف می نمایید، اين بدان معنا نمی باشد که شما با متضاد یا مخالف آن چیز مخالفید. برعکس نیز، زمانی که شما از چیزی انتقاد می

ادامه مطلب  

زندگی او سراسر پیام بود و مرگ او مصیبت لاله هاست  

هیچ وقت توجه نکرده بودمـ
ولی
از اسمت همــ معلومــ بود
پیامـ بودی
نه فقط برای من
برای یک جامعه
پیامــ فرهنگ و اجتماع دوستی
پیامـ و صدای  ارگان های اجتماعی
یار همیشگی 22 بهمن
نگران جامعه و درد هایش
درد جامعه دردت بود
اهوا بدون تو چگونه پیامـ عشق و دوستی باشه ؟
تسلیت به فرهنگ
تسلیت به دین
تسلیت به جامعه
تسلیت به سازمان
تسلیت به خانه جوانان
تسلیت به من و تو ......
منی او را بنازید کو به یکدمـ          بسازد  از  گلی حوا و آدمــ
حال حدیث تو از تمامی حدیث

ادامه مطلب  

بشارت  

درس‌های خوب عیسی مسیح
آیا تو می دانی که خدا محبت است؟ او ما را دوست دارد، و وقتی که ما او را دوست داشته باشیم، به طور طبیعی بقیه آدم‌ها را هم دوست داریم.
خدا نیرو و قدرت ما است، او به عنوان پدر آسمانی ما، همیشه مراقب ما است. لازم نيست در مورد هر چیزی نگران باشیم، چونکه او قول داده است وقتی که به او اعتماد کنیم؛ از ما مراقبت کند.
زمانی که تو احساس نگرانی می کنی، یا می ترسی، و یا ناراحت می شوی، می توانی با خدا صحبت کنی. اين کار را «دعا کردن» می‌گوی

ادامه مطلب  

بالاخره  

وای بالاخره لب تاپم درست شد.کلافه شدم. باید 260تومن پیاده میشدم. از همسرجان هم خبری نيست و اينبار توجیه داره و اونم اينکه تا خرخره غرق کار و مشکلات خودشو و خودمو و خونواده اش. پدر و مادر همسرجانم بیمار شدن و سنشون هم بالاست. همسرجان خیلی درگیر اونا شده و منم کاری جز دعا کردن از دستم برنمیاد. الانم همسری رفته پیش شون.  هوا هم بارونی و قشنگه  خداپشت و پناه همسرجانم باشه.  دوستت دارم عزیز دلم

ادامه مطلب  

bad day  

جرقه ی ناگهانی که دیشب تو ذهنم خورد وقتی خانوم نون برام دفتر مدار منطقیشو اورد و ازم خواست بهش توضیح بدم.منم بهش توضیح دادم و تو اين فکر افتادم برم به استاد خوشگله بگم میخوام حل تمرین بچه های برق بشم....وقتی همون لحظه جرقه ی ذهنیمو به خانوم نون که کنارم نشیته بود گفتم خندید و گفت''من نمیزارم....من نمیزارم تو حل تمرین ما شی...اصلا تو پسرای مارو نمیشناسی.تو نمیتونی و...''
موضوع به اينجا ختم نشد!من قضیه رو به آقای الف هم گفتم.آقای الف هم عکس العملی مشاب

ادامه مطلب  

تفسیر آهنگ فریاد هایده توسط دکتر خانومیان  

خب به یاد قدیم، گفتم از اين پستا بذارم.
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا دل تنگ مرا مشكن خدایا خدایا خدایا خب اينکه کاملا مشخصه. میگه که خدای مهربان و بخشنده، ای آمرزنده، ای دوست عزیز، اين امید بی صاحاب مونده ای که به من دادی رو ازم نگیر من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته ینی من که تو خونه م نيستم( خونه، اينجا به معنی جاییه که دل باشه ها. در جریانین که) بعله میگه من که تو خونه ی خودم نيستم. وقتی دلم میگیره به آسمون نگاه میکنم و به ا

ادامه مطلب  

بيساراني و سه تنديس متفاوت ..... عدنان ذبيحي  

سومین تندیس بیسارانى کار آقاى هادى ضیاالدینى است که در یکی از میادین شهر سنندج موسوم به   17 شهریور نصب شده است. علیرغم شهرت جهانى پیکرساز و سابقه ى طولانى ایشان در اين هنر متاسفانه ایراداتى اساسى درآن مشهود است. در نگاه اول به چهره و حالت  تندیس، بیننده، نه یک اندیشمند بلکه ظاهرى متفاوت را میبیند. (به دور از توهین به شخصیت گدایان خیابانى) انگار گدا و سائلى است که ورودى مسجد جامع سنندج دستش را دراز و گردنش را کج کرده تا نماز گزاران از روى ترحم

ادامه مطلب  

بيساراني و سه تنديس متفاوت ..... عدنان ذبيحي  

سومین تندیس بیسارانى کار آقاى هادى ضیاالدینى است که در یکی از میادین شهر سنندج موسوم به   17 شهریور نصب شده است. علیرغم شهرت جهانى پیکرساز و سابقه ى طولانى ایشان در اين هنر متاسفانه ایراداتى اساسى درآن مشهود است. در نگاه اول به چهره و حالت  تندیس، بیننده، نه یک اندیشمند بلکه ظاهرى متفاوت را میبیند. (به دور از توهین به شخصیت گدایان خیابانى) انگار گدا و سائلى است که ورودى مسجد جامع سنندج دستش را دراز و گردنش را کج کرده تا نماز گزاران از روى ترحم

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چی‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ یا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دریا واقیانوس بود. شاید اينجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، یاد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خیابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خیابون، جاده، اينا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
اين حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خیابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چی‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ یا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دریا واقیانوس بود. شاید اينجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، یاد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خیابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خیابون، جاده، اينا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
اين حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خیابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

این متن قابل نامگذاری نیست ، حتما بخوانید  

وقتی فقط تویی و کسی که قلبت برایش می زند شرایط فرق می کند
چنین موقعتی یعنی باید عشق را فریاد کشید
معشوق را سخت در آغوش کشید
و
غرور را پله ای کرد زیر پنجه های ظریف دخترانه برای پیشقدم شدم در بوسیدن یار
وقتی بعد از یک دلتنگی عمیق و روزهای سخت بی دل بودن
چند دقیقه ای با او تنها هستی باید دست هایت را بیندازی دور گردنش و چلپ چلوپ ماچش کنی
باید همه دلتنگی هایت را خلاصه کنی در چند دقیقه تنهایی
باید آنقدر قربان صدقه اش بروی که یادش برود تو همان دختر مغر

ادامه مطلب  

 

چقدر دلم میخواست اين صفحه ی لعنتی رو بشکنم تا بتونم ببینمتون . تک تک شمایی رو که کنارم بودین .همیشه بودین. چقد دلم میخواست به یه قهوه دعوتتون کنم. بعد بشینیم دورهمو بهتون بگم چقد غصه ر و دلمه  . از اسکرین شات نترسم ، از قضاوت شدن نترسم . دلم میخواد بشینم روبروتون و بگم واسه چی از بابام متنفرم ، بگم تو اين شیش سال چی به سرم اومده . بگم براچی الان صورتم خیسه و بدنم سرد . بگم دلم چرا انقد غصه داره . دلم میخواد وقتی دارین قهوه هاتونو مزه میکنین اشکامو ب

ادامه مطلب  

 

چقدر دلم میخواست اين صفحه ی لعنتی رو بشکنم تا بتونم ببینمتون . تک تک شمایی رو که کنارم بودین .همیشه بودین. چقد دلم میخواست به یه قهوه دعوتتون کنم. بعد بشینیم دورهمو بهتون بگم چقد غصه ر و دلمه  . از اسکرین شات نترسم ، از قضاوت شدن نترسم . دلم میخواد بشینم روبروتون و بگم واسه چی از بابام متنفرم ، بگم تو اين شیش سال چی به سرم اومده . بگم براچی الان صورتم خیسه و بدنم سرد . بگم دلم چرا انقد غصه داره . دلم میخواد وقتی دارین قهوه هاتونو مزه میکنین اشکامو ب

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علی هی میگوید تف به اين روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اينطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گریه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گریه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علی هی میگوید تف به اين روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اينطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

بازگشت  

بلاخره بعد دو سال به شهرم برگشتم.کارای انتقالیم درست شده
دروغه بگم حس خیلی خوبی دارم و خوشحالم چون واقعا نيستم
از شانس خیلی خوبم دقیقا روزی اومدم که اهواز تو بدترین شرایط ممکن خودش بود
یکم خنگم آبی دریا رو گذاشتم و اومدم کارون بی آب و ببینم ...به هر حال که باید یکروز بر می
گشتم.حاجی کلی غر زد و حتی یکجورایی با هام سر سنگین شد ..ولی میدونم بازم از راه دورم
هوامو داره ...اخه اون تنها مردی که از همه مردتر بدون بلوف و حرفهای الکی همیشه هست
اينجا از ا

ادامه مطلب  

زندانِ بدونِ ديوار  

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما اين کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اينجا بو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1